ماه رمضان که از راه میرسد، شهر رنگ دیگری میگیرد. صدای تلاوت از خانهها و مساجد برمیخیزد و دلها دوباره با آیات وحی همنفس میشود. ماه نزول قرآن، بهانهای است برای بازگشت به کتابی که قرنهاست چراغ راه ایمان و الهامبخش هنر و فرهنگ این سرزمین بوده است. در چنین روزهایی، قدم زدن در «گنجینه قرآن و نفایس» موزه آستان قدس رضوی، سفری است در امتداد تاریخ کتابت وحی. در این گنجینه که زیرمجموعهای از مجموعههای فرهنگی وابسته به آستان قدس رضوی است، بیش از ۲۱ هزار نسخه کامل و جزوه خطی قرآن نگهداری میشود. مجموعهای کمنظیر که آن را به یکی از بزرگترین خزانههای قرآنی جهان اسلام بدل کرده است. این مجموعه که با عنوان رسمی گنجینه قرآن و نفایس موزه آستان قدس رضوی شناخته میشود، بهعنوان نخستین موزه تخصصی قرآن در ایران، آثار نفیسی از قرن سوم تا سیزدهم هجری را در خود جای داده است. آثاری که هر یک نسخهای از قرآن و سندی زنده از تاریخ هنر، خوشنویسی و فرهنگ وقف در ایران اسلامیاند.
معیار نفاست؛ از خط و تذهیب تا تاریخ و وقف
نفاست نسخههای قرآنی تنها به قدمتشان محدود نمیشود. کیفیت خط و تذهیب، جایگاه تاریخی کاتب، مذهب و موقعیت اجتماعی واقف، و ویژگیهای نسخهشناختی، همگی در سنجش ارزش این آثار نقش دارند. بسیاری از این نسخهها نهتنها از نظر هنری شاهکارند، بلکه اطلاعاتی دقیق درباره تاریخ کتابت، محل نگارش و سنتهای منطقهای خوشنویسی در اختیار پژوهشگران میگذارند. در میان این آثار، ۵۵ عنوان از نسخههای کتابتشده تا پایان قرن سیزدهم هجری بهعنوان نمونههای شاخص برگزیده و معرفی شدهاند. آثاری که تغییرات سبک کتابت قرآن را در دورههای مختلف بهروشنی نشان میدهند؛ از کوفیهای زاویهدار نخستین تا گونههای تحریری و گرایش به تدویر در سدههای بعد.
کهنترین قرآن تاریخدار موجود در ایران
یکی از درخشانترین آثار این گنجینه، قرآنی است منسوب به کشواد بن املاس؛ نسخهای به شمارههای ۳۰۱۳، ۳۰۱۴ و ۳۰۱۵ که سه پاره از چهارده پاره یک قرآن وقفی را تشکیل میدهد. این نسخه در سال ۳۲۷ هجری قمری در اصفهان کتابت شده و بهاحتمال در همان زمان بر حرم امام رضا علیهالسلام وقف شده است. بر اساس پژوهشهای موجود، این اثر در شمار کهنترین قرآنهای تاریخدار کتابتشده بر کاغذ در جهان اسلام قرار دارد و کهنترین قرآن تاریخدار موجود در ایران بهشمار میآید. پیش از شناسایی این نسخه، قرآن کتابتشده به دست علی بن شاذان رازی با تاریخ ۳۶۱ق، قدیمیترین قرآن کاغذی تاریخدار شناخته میشد. اهمیت قرآن کشواد تنها به قدمت آن محدود نیست. این نسخه تنها قرآن سده چهارم است که محل کتابت، محل وقف و نام واقف آن بهطور همزمان مضبوط است؛ اطلاعاتی که برای مورخان تاریخ خط و هنر اسلامی اهمیت بنیادین دارد. خط این قرآن، نمونهای شاخص از یکی از سبکهای کهن کوفی ایرانی است؛ سبکی با الفهای کوتاه، اتصالات افقی، تحرک در ساختار حروف و گرایش به تدویر که نشان میدهد شکلگیری این گونه از کوفی ایرانی دستکم به آغاز سده چهارم هجری بازمیگردد. نکتهای جالب آنکه رقم کاتب در یکی از اجزا و تاریخ و محل کتابت در آغاز جزء دیگر آمده است؛ در حالی که معمولاً این اطلاعات در انجامه نسخهها ثبت میشد. همین ویژگی، احتمال یکی بودن کاتب و واقف را تقویت میکند؛ گویی خودِ کتابت، عملی عبادی و مقدمهای برای وقف بوده است.
کوفی خراسانی در مصحف سیمجور
دومین نسخه شاخص، مصحف وقفی ابوالقاسم سیمجور به شماره ۳۰۰۴ است. قرآنی که حدود ۵۰ برگ آن بر پوست آهو کتابت شده و تذهیبی زرین با قلمگیری قهوهای دارد. این نسخه که تاریخ کتابتش پیش از سال ۳۸۳ق برآورد میشود، به سبب جایگاه سیاسی واقف امیر قهستان و سپهسالار آلسیمجور در عهد سامانی و نیز سبک کتابتش اهمیت ویژه دارد. این اثر نمونهای برجسته از کوفی خراسانی است؛ سبکی که بر محور افقی سطر تکیه دارد، با اشکال زاویهدار و اتصالات افقی میان حروف مجاور شناخته میشود و ادامه سنت کتابت کوفی در دوره نخستین را نمایان میکند. این قرآن در سال ۳۸۳ق بر حرم امام رضا علیهالسلام وقف شده و از این منظر، حلقهای میان قدرت سیاسی و سنت وقف مذهبی در شرق ایران بهشمار میرود.
تلاقی دو قلم در یک نسخه؛ قرآن ابن کثیر
در میان نسخههای شاخص سده چهارم، قرآن وقفی ابوالقاسم منصور بن محمد بن کثیر به شماره ۳۲۸۲ جایگاهی ویژه دارد. این نسخه کوچکاندام، با صفحات چهار سطری، در ربیعالاول سال ۳۹۳ق بر حرم امام رضا علیهالسلام وقف شده است. واقف آن، وزیر صاحب دیوان خراسان در عهد سلطان محمود و مسعود غزنوی بود، جایگاهی که نشان میدهد سنت وقف قرآنهای نفیس، در میان رجال سیاسی آن عصر نیز رواج داشته است. اهمیت این نسخه افزون بر جایگاه واقف، به ویژگیهای قلم آن بازمیگردد. خط نسخه از نوع کوفی تحریری شرق ایران است، اما در صفحات آغازین اجزا، گونهای دقیقتر و زاویهدارتر از کوفی خراسانی دیده میشود. بدین ترتیب، در دستخط یک کاتب، میتوان خصوصیات دو گونه از قلم کوفی شرق را بازشناخت. در برخی صفحات میانی حتی نشانههایی از بهرهگیری محدود از عناصر قلم نسخ دیده میشود، امری که از گذار تدریجی خوشنویسی قرآن از صلابت زاویهدار کوفی به سوی گرایشهای مدورتر حکایت دارد. سادگی نسبی تذهیب و ابعاد کوچک نسخه نیز نشان میدهد که این قرآن بیش از آنکه برای جلوهگری دربارانه فراهم آمده باشد، برای نیت عبادی و وقف مهیا شده است.
کوفی تحریری ری و روایت یک وقف سیاسی
قرآن وقفی ابوالبرکات رازی به شماره ۳۳۲۴، نمونهای شایان توجه از کوفی تحریری ری است. تنها پانزده پاره از سی پاره این نسخه باقی مانده، اما همین مقدار نیز برای بازشناسی سبک آن کفایت میکند. مطابق وقفنامه، این قرآن در سال ۴۲۱ق به همت ابوعلی بن حسوله، وزیر دانشمند شیعی و صاحب دیوان جلالالدوله دیلمی، از سوی ابوالبرکات رازی بر حرم امام رضا علیهالسلام وقف شده است. برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که این وقف با تحولات سیاسی ری و بازگشت سلطان مسعود از این شهر به غزنه بیارتباط نبوده باشد. تحلیلی که اگرچه قطعی نیست، اما نشان میدهد قرآنهای وقفی در بستر رخدادهای سیاسی نیز معنا مییافتند. از نظر هنری، حروف مدور، سرکهای بزرگ «ع» و کتابت نام جلاله «الله» با زر خراسانی، از ویژگیهای شاخص این نسخه است؛ جلوهای از ظرافتی که در عین استحکام کوفی، به سوی نرمی و حرکت گرایش یافته است.
اوج کوفی ایرانی؛ شاهکار عثمان وراق غزنوی
اما شاید درخشانترین نام در این گنجینه، عثمان بن حسین وراق غزنوی باشد؛ کاتبی که قرآن سیپاره او به شماره ۳۰۵۲، کتابتشده میان سالهای ۴۴۲ تا ۴۴۶ق، نقطه اوج قلم کوفی ایرانی بهشمار میآید. این قرآن از معدود نسخههای چندپاره کوفی است که تمامی اجزای آن، پس از پراکندگی، بار دیگر در یک مجموعه گرد آمده است. در این نسخه، تمامی صفات تکاملیافته کوفی ایرانی را، از جمله تناسب دقیق حروف، توازن میان سطرها، صلابت ساختار و در عین حال، گرایشی سنجیده به حرکت و تدویرتنوع در طراحی تذهیب را میتوان دید بر اساس صفحه تقدیمیۀ جزء بیستوهشتم، این قرآن برای شخصی به نام احمد عبوسی تهیه شده و سپس در ربیعالثانی ۴۱۴ق توسط فردی دیگر بر حرم امام رضا علیهالسلام وقف شده است
شبکهای از خوشنویسان در شرق ایران
اجزایی از دو قرآن دیگر، یکی به خط محمدبن عثمان به شماره ۲۶۸۰ و دیگری نسخهای بدون رقم با شماره ۳۴ با ویژگیهایی کاملاً مشابه قرآن عثمان وراق در این گنجینه موجود است. این شباهتها از فعالیت شبکهای از خوشنویسان مرتبط به یکدیگر در اواخر سده پنجم و اوایل سده ششم هجری حکایت دارد؛ کارگاهی گسترده که در آن، الگوهای مشترک کتابت و تذهیب بازتولید و تکامل یافتهاند. چنین شواهدی برای تاریخنگاران هنر اسلامی اهمیت فراوان دارد. زیرا نشان میدهد تحولات سبکشناختی در بستر تعامل میان کاتبان و کارگاههای منطقهای شکل گرفته است.
رمضان؛ بازگشت به نور نخستین
در ماهی که قرآن نازل شده، ایستادن برابر این نسخههای کهن، مواجههای است با قرنها ایمان، هنر و نذر دلهایی که خواستهاند کلام وحی را ماندگار کنند. در «گنجینه قرآن و نفایس» موزه آستان قدس رضوی، هر صفحه حامل روایتی از تاریخ ایران اسلامی است. تاریخی که در آن، سیاستمدار و شاعر، وزیر و کاتب، همگی در نهایت به یک نقطه یعنی : وقف کلام خدا در جوار حرم رضوی رسیدهاند. رمضان، ماه شنیدن دوباره این کلام است، و شاید بهترین زمان برای آنکه بدانیم این آیات، پیش از آنکه در دست ما باشد، قرنها در دست هنرمندانی بوده که با مرکب و زر، برایشان جامهای از شکوه و احترام دوختهاند






نظر شما